غلامعلى صفايى

150

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

و يكون جوابها : جواب « لمّا » قسم دوّم به چهار شكل در زبان عرب استعمال مىشود : 1 - جمله جواب فعليه باشد كه فعل آن ماضى است و جميع نحويون مىگويند اين قسم مىتواند جواب « لمّا » باشد مانند آيهء شريفه : فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ ( الإسراء / 67 ) 2 - جواب جملهء اسميه باشد كه مقرون به « إذا » فجائيه است كه جميع نحويون مىگويند اين قسم نيز استعمال آن صحيح است مانند آيهء شريفهء : فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ ( العنكبوت / 65 ) . 3 - جواب جملهء اسميه باشد كه مقرون به فاء رابطه است و اين قول ابن مالك است كه بعضى از نحويون با او مخالفت كرده‌اند و او براى اثبات قول خود تمسك به آن آيهء شريفه كرده است : فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ ( لقمان / 32 ) شاهد در جمله اسميه « منهم مقتصد » است برآن فاء رابطه داخل شده است و « منهم » خبر مقدم و « مقتصد » مبتداى مؤخر است . 4 - جواب جمله فعليه مضارعه باشد كه اين قول ابن عصفور است كه مىگويد فعل جواب مىتواند لفظا مضارع باشد هرچند حتما بايد تأويل به ماضى برده شود زيرا اين « لمّا » مختص دخول بر فعل ماضى شرطا و جوابا است و ديگر نحويون با آن مخالفت كرده‌اند و او استدلال به اين آيهء شريفه كرده است : فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى يُجادِلُنا ( هود / 74 ) و ابن عصفور مىگويد : جواب « يجادلنا » است كه لفظا مضارع است لكن معناى آن ماضى است و تأويل به « جادلنا » برده مىشود ولى ديگر نحويون مىگويند اصلا جملهء جواب « لمّا » نمىتواند حتى لفظ آن مضارع باشد . و قيل : ديگر نحويون در رد ابن مالك در آيه‌اى كه او به آن تمسك كرده و گفته است جملهء اسميه مىتواند جواب « لمّا » واقع شود و فاء بر جواب داخل شده است ، مىگويند آن جملهء اسميه مذكور جواب « لمّا » نيست بلكه جواب محذوف است و